...غایب همیشه حاضر...

عشق یعنی گم شدن در کوی دوست...عشق یعنی هر چه در دل آرزوست...

دل نوشته ی امروز...

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ یَا رَبَّنَا یَا إِلَهَنَا یَا سَیِّدَنَا یَا مَوْلانَا یَا نَاصِرَنَا یَا حَافِظَنَا یَا دَلِیلَنَا یَا مُعِینَنَا یَا حَبِیبَنَا یَا طَبِیبَنَا...

جوشن کبیر که میخوانی یعنی دست بکش...

دست بکش از منیت...ازخود...ازمن...ازخاکی ها...ازآدم های زمینی...

یعنی دل ببند...برخودش...برآسمانش...برآن بالاها...

که زمینت نزند...که برای یک بارهم که شده دلت شکسته نشود...


ضمیمه1:

خدایا...
مرا تنها مگذار
که مبادا نگاهم به نگاه بنده ای
از جنس
خاک
محتاج شود...


ضمیمه 2:

در زمین عشقی نیست که زمینت نزند...

آسمان رادریاب...


ضمیمه 3:

وامروز درست 8 سال ازبهترین روز زندگی ام میگذرد...

درست همین روز وهمین ساعت بود...

که اسمم برای سفر به خانه ات درآمد...

8سال میگذرد وبه قول شاعر...

هفت شهرعشق را عطارگشت...

ماهنوزاندرخم یک کوچه ایم...

  8سال میگذرد وامروز دل خسته تر ازهمیشه

آمده ام تا یک بار دیگر باهم پیمان دوستی ببندیم...

اگرهنوزهم به اندازه ی همان سال ها و روزها و ثانیه ها دوستم داشته باشی....

قدم اول بامن بقیه اش باتو...

که اگر80 سال هم گذشت هنوز کنارم باشی...

ضمیمه 4:

خدایا به حق این ماه و این روزها و لحظه ها کاری کن تا پدرم شفا پیدا کند...

دیگر تاب مریض بودنش را ندارم...


[ جمعه بیستم مرداد 1391 ] [ 17:41 ] [ منتظر فیروزه ای ]

[ ]



مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،